شمارهٔ ۷۲۱ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هرگز از کوی تو کس دور بشمشیر نشد
هرگز از دیدن دیدار تو کس سیر نشد
گام بر سبزه باغ طربش باد حرام
هرکه در راه وفا بر سر شمشیر نشد
صید نخجیرگه عشق به کامی نرسید
تا به چابک صفتی در دهن شیر نشد
دست ساقی بکرم در همه وقت است بلند
هرگز از دور فلک دست کرم زیر نشد
زود رفت از بر ما یار و دل اهلی زار
سوخت از دوری او گرچه بسی دیر نشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و دلدادگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر به این نکته اشاره میکند که هیچکس نتوانسته از زیباییها و جذابیتهای معشوق خود دست بکشد و هیچکسی از دیدار او سیر نشده است. همچنین، او بر این باور است که وفاداری و عشق واقعی نیازمند شجاعت و ازجانگذشتگی است. در این شعر به جدایی و درد ناشی از دوری معشوق نیز اشاره شده و احساسات عمیق شاعر را به تصویر میکشد.整体来说، شعر به موضوعاتی چون عشق، وفاداری و درد ناشی از جدایی میپردازد.