نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲۳ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

زنده می‌سازد لب او خلق و ما را می‌کشد

وای بر جان کسی کورا مسیحا می‌کشد

کاش یوسف در میان ناید که آن دست و ترنج

دیگران را می‌برد دست و زلیخا می‌کشد

یک نفس از صید دل‌ها چشم او آسوده نیست

غمزه مرغ دلم یا می‌زند یا می‌کشد

زینهار ای پارسا بیرون میا کآن ترک مست

می‌کشد اهل صلاح و سخت رسوا می‌کشد

هرکه بزم مطرب ساقی نهد بی‌روی دوست

دردمندان محبت را به غوغا می‌کشد

پیش آن شمشاد قد گر کشته گردد عالمی

بر اجل تهمت منه کان قد رعنا می‌کشد

لاله بر خاک رهش اهلی نشانی می‌دهد

یعنی آن گلچهره خلق از داغ سودا می‌کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تأثیر و ویرانی‌ ناشی از زیبایی و جاذبه شخصی است. شاعر از زیبایی لب کسی سخن می‌گوید که بر انگیزنده زندگی برای دیگران است، اما خود او را می‌کشد. اشاره به یوسف و زلیخا نیز نشان‌دهنده عشق و فریبندگی است که می‌تواند جان‌ها را درگیر کند. شاعر به چشم آن بی‌رحم اشاره می‌کند که دل‌ها را شکار می‌کند و برای اهل صلاح و درستکاران خطرناک است. همچنین بر این موضوع تأکید می‌کند که زندگی بدون عشق و زیبایی ناتمام است و از درد و اندوه ناشی از جدایی صحبت می‌کند. به طور کلی، شعر بیان‌کننده تأثیر عمیق محبت و زیبایی بر زندگی انسان‌ها است.