شمارهٔ ۷۲۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عاشق آشفته دل از طعنه خامی نشود
دامن پاک کس آلوده بجامی نشود
می خور و سبحه و سجاده صد پاره بهل
مزغ زیرک ز پی دانه بدامی نشود
پیش مرغ دل ما کعبه و بتخانه یکیست
طایر سدره مقیم لب بامی نشود
صد ملامت ز بتان بینم و اینطایفه را
کم به بینم که مرا ذوق سلامی نشود
سوخت پروانه و شمع از رخ او یاد نکرد
هیچکس سوخته در آتش خامی نشود
عشق از خواجگی و بندگی آزاد بود
ورنه محمود گرفتار غلامی نشود
هرکه رفتار بتان دید چو اهلی عجبست
که سرش خاک ره کبک خرامی نشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه است. شاعر به معشوق اشاره میکند و به چالشهای عشق و احساسات دردناک ناشی از آن میپردازد. او از طعنهها و ملامتهای دیگران صحبت میکند و تأکید میکند که عشق واقعی نمیتواند تحت تأثیر قضاوتهای ظاهری قرار گیرد. همچنین، شاعر به مسأله آزادی در عشق اشاره دارد و بر این نکته تأکید میکند که عشق نمیتواند در بندگی و خواجگی محدود شود. در نهایت، او اشاره میکند که کسانی که حقیقت عشق را درک نکردهاند، به شکل نااهل و عجیبی به رفتار معشوقان خود نگاه میکنند. عشق در این شعر به عنوان یک حس عمیق و آزاد توصیف میشود که نمیتواند به سادگی درک شود.