نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳۴ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صید یوسف صورتان دل از ره معنی کند

گرگ بیمعنی چه سگ باشد که این دعوی کند

آنچه بیند دیده مجنون نبیند چشم غیر

گرچه چشم ظالمی نظاره لیلی کند

فیض جانبخشی به فضل و نکته دانی کی بود؟

کی فسون سحر کار معجز عیسی کند

با چنین شکل و شمایل گر در آید از درم

دوزخ بیت الحزن را جنت اعلی کند

دم مزن اهلی که عشق آیین خاموشان بود

نیست عاشق آنکه او از دوست واویلا کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مضامین عشق و دلدادگی می‌پردازد و نشان می‌دهد که زیبایی ظاهری و جذابیت‌های دنیوی نمی‌تواند جایگزین عمق معنی و عشق واقعی شود. شاعر به تضاد بین ظاهر و باطن اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق حقیقی از چشم بیننده‌ای فراتر است که به زیبایی‌های ظاهری توجه دارد. همچنین، تأکید می‌کند که عشق واقعی باید خاموش و بی‌صدا باشد و کسی که مداوم در حال شکایت از عشقش است، واقعاً عاشق نیست. در نهایت، عشق حقیقی می‌تواند حتی دنیای درد و رنج را به بهشتی بدل کند.