شمارهٔ ۷۴۳ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عاشقان ره بسر گنج الهی دارند
بجز از بخت دگر هرچه تو خواهی دارند
پیش رندان به ادب باش که این سرمستان
صورت بندگی و سیرت شاهی دارند
عیب عاشق مکن از نامه سیاهی ایشیخ
بت پرستان چه غم از نامه سیاهی دارند
آشنایان محبت که نهنگان غمند
کی ز طوفان فنا فکر تباهی دارند
لعل جانبخش تو عاشق کشد و زنده کند
زنده و مرده بر این حال گواهی دارند
با وجود چو تو خورشید رخی کج نظران
چشم بر حسن رخ یوسف چاهی دارند
رنگ چون کاه تو اهلی نبود رو زردی
عاشقان آب رخ از چهره کاهی دارند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و عشقورزی است. شاعر به زیبایی و پرهیزگارانه عشق اشاره میکند و میگوید که عاشقان به گنج الهی دست یافتهاند و برای آنها خوشبختی و نیازها تنها به لطف و بخت بستگی دارد. همچنین به ادب و احترام در برقراری روابط اشاره میکند و میگوید که رندان و سرمستان نیز با وجود بندگی، صفات بلند و شاهانهای دارند. شاعر بر این نکته تاکید میکند که عیبهای عاشق را نمیتوان با نامهای سیاه محکوم کرد و عاشقان با وجود مشکلات، همچنان به عشق و محبت ادامه میدهند. در نهایت، به زیبایی معشوق و تاثیرات آن بر عاشقانی پرداخته میشود و میگوید که عشق قادر به زنده کردن و احیای جانهاست.