نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴۴ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

وه که این شیرین‌غزالان بازی ما می‌دهند

هر کرا کردند مجنون سر به صحرا می‌دهند

حیرتی دارم که این دنیاپرستان از چه رو

با وجود روی خوبان دل به دنیا می‌دهند

شربت کوثر به نقد امروز ساقی می‌دهد

بی‌نصیبان جان برای عیش فردا می‌دهند

گر به نقد جان دلا نوشی دهندت زان دو لب

فرصتی زین به چه باشد میستان تا می‌دهند

عشوه شیرین‌لبان اهلی مخر کاین ساقیان

زهر پنهان است هر جامی که پیدا می‌دهند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت دنیا و عشق اشاره دارد و به تضاد بین جذابیت‌های ظاهری و حقیقت‌های پنهان پرداخته است. شاعر به حیرت از افرادی اشاره می‌کند که با وجود زیبایی‌های حقیقی و دل‌انگیز، همچنان به دنیای فانی متمایل‌اند. در ادامه، به نوشیدنی‌ای اشاره دارد که ممکن است خوشایند به نظر برسد، اما در واقع خطرناک است. در نهایت، او به این نکته می‌پردازد که فرصت‌های واقعی و گران‌بها در زندگی باید به درستی شناخته شوند و از زهر پنهان خوشی‌های ظاهری پرهیز شود.