شمارهٔ ۷۴۶ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نتوان بر ساقی سخن از توبه عیان کرد
پیش محک تجربه قلبی نتوان کرد
آن دل که نیرزد سفال سگ کویی
از جرعه خود جام جمش پیر مغان کرد
المنه لله که صبا خاک ره دوست
در دیده من کوری چشم دگران کرد
پیرانه سرم مست جوانی که به عشقش
صد بار شدم پیر و دگر بار جوان کرد
بسیار بنومیدی و حسرت دل من سوخت
و آخر ز کرم هرچه دلم خواست چنان کرد
مستان محبت می عشق تو نهفتند
بدمست تنگ حوصله چون شیشه عیان کرد
سر دهنت کس بیقین راه نبردست
اهلی به گمان هم سخنی چند بیان کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در اشعار فوق، شاعر به احساسات و تجربیات خود در مورد عشق و توبه میپردازد. او از سختیهایی که در عشق متحمل شده، سخن میگوید و به یأس و حسرت دلش اشاره میکند. همچنین، به تحولاتی که عشق در زندگیاش ایجاد کرده، اشاره دارد؛ از جمله این که چگونه بارها پیر شده و دوباره جوان گشته است. او همچنین به خیری که از عشق به دست آورده، و حال و هوای مستی و شوق خود در برابر محبوب میپردازد. در نهایت، به بیتوجهی و بیخبری دیگران از وضعیت خود اشاره میکند و بر تاثیر عشق بر روح و جان خود تاکید دارد.