نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴۷ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون لاله جهانی بغمت غرقه بخونند

یکبار نگه کن که اسیران تو چونند

عشاق ترا در خط فرمان نکشد عقل

کاینطایفه از دایره عقل برونند

چون سلسله عشق سراسر همه قیدست

آزاده دل آن قوم که در قید جنونند

بر خاک شهیدان گذر ای سرو بعزت

کز خاک رهت کمتر و از عرش فزونند

ثابت قدمانرا منگر در ره خود سهل

کاین طایفه در خیمه افلاک ستونند

ای من سگ آن قوم که از آهوی چشمت

چون نافه دهان دوخته باداغ جنونند

بی صبری اهلی نبود عیب ز شوقت

مستان محبت همه بی صبر و سکونند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر شاعر به غم عشق و اسارت عاشقان اشاره می‌کند. او از لاله جهانی یاد می‌کند که در رنج و اندوه غرق شده است و از عشق و جنون صحبت می‌کند. شاعر می‌گوید که عشاق عقل را پشت سر می‌گذارند و در محبت خود آزادانه رفتار می‌کنند، حتی اگر این جنون باعث قید و بندهای بیشتری شود. او همچنین بر عظمت شهیدان و استقامت عاشقان تأکید می‌کند و خود را به عنوان خدمتگزار و عاشق آن‌ها معرفی می‌کند که تحت تأثیر زیبایی چشم معشوق قرار دارد. در نهایت، او بی‌تابی را در عشق طبیعی و قابل قبول می‌داند و بیان می‌کند که مستان محبت همیشه در جستجوی عشق هستند و بی‌صبر و آرامش به سر می‌برند.