شمارهٔ ۷۴۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سرو من تا چو مه از خانه زین گشت بلند
آفتابی دگر از روی زمین گشت بلند
برحذر باش دلازان بت خونخواره که باز
رنگش افروخت می و چین جبین گشت بلند
عاشق آنست که پروا نکند بد نامی
در جهان نام زلیخا بهمین گشت بلند
منم آن صید که تا چشم فکندم به بتان
هر طرف دست و کمانی ز کمین گشت بلند
اهلی از دار فنا سرنکشی چون منصور
که مقام همه در عشق ازین گشت بلند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق، زیبایی و خطراتی است که عشق به همراه دارد. شاعر به توصیف معشوقهاش میپردازد و او را به «سرو» و «ماه» تشبیه میکند که از زمین بلند شده است. شاعر به عاشقانی که از نام و ننگ نمیهراسند، اشاره میکند و بیان میکند که عشق واقعی در برابر مشکلات و بدنامیها ایستادگی میکند. او خود را مانند صیدی معرفی میکند که در جستجوی عشق است و خطراتی که در این مسیر وجود دارد را مورد تأکید قرار میدهد. در انتها، به درک مقام عشق اشاره میکند و تأکید میکند که عشق بالاترین مقام را دارد.