شمارهٔ ۷۵۵ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سرو قدان که دل از عاشق محتاج برند
یوسف از چاه برآرند و بمعراج برند
گلرخانی که برند از دل ما صبر و قرار
جان بی صبر مرا همره خود کاج برند
صبر و هوش و دل و دین رفت همین حالی ماند
که بیک عشوه مستانه بتاراج برند
دیده کز هجر کمان ابروی خود گشت سپید
کی بود کز پی تیرش سوی آماج برند
مرد منصوبه شطرنج جهان اهلی نیست
کاین حریفان دغل دست ز لیلاج برند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عاشقانه و درد جدایی اشاره دارد. شاعر از زیباییهای عشق و تاثیرات عمیق آن بر دل و جان سخن میگوید. او اشاره میکند که چگونه معشوق با زیباییهای خود دل عاشق را میرباید و صبر و آرامش را از او میگیرد. همچنین، شاعر به تلخی جدایی و آثار آن بر چشم و دل اشاره دارد و در نهایت به بیثباتی جهان و فریبندگیهای آن میپردازد. این شعر ترکیبی از شور و اشتیاق، درد جدایی و نکات فلسفی درباره عشق و زندگی است.