شمارهٔ ۷۵۲ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوبان اگرچه در پی دلهای خسته اند
بندی به پای مرغ دل کس نبسته اند
یارب ز سنگ حادثه شان در پناه دار
سنگین دلان اگرچه دل ما شکسته اند
در پا چه افکنند سر زلف کاین کمند
هر تاره یی ز رشته جانی گسسته اند
پاکان بخون خویشتن آلوده اند دست
در چشمه حیات ابد دست شسته اند
اهلی گهی ز شمع دمد دود آه نیز
خوبان هم از کمند محبت نرسته اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی شرایط دلهای عاشق و دستاَرهت احساسات دیگران میپردازد. شاعر به نوعی از خوبان و پاکان اشاره میکند که اگرچه در پی دلهای خسته و شکستهاند، اما خود از درد و رنج مصون نبوده و دستشان به خون آلوده است. در این میان، اشارهای به سختیهای زندگی و سنگینی دلها نیز وجود دارد. او از خداوند میخواهد که این خوبان را از مشکلات ناشی از حوادث زندگی حفظ کند. مجملاً، شعر بیانگر تقابل عشق، درد و زیبایی است.