نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۵۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جایی که فلک پیش بتان پشت دوتا کرد

محراب نشین پشت بدیوار چرا کرد

منت چه نهد بخت اگر یار قدح داد

بر تشنه لبان رحم نه او کرد خدا کرد

ما در عجب از طالع خویشیم که آن شوخ

مست آمد و چشمی بغلط جانب ما کرد

بر عمر وفا نیست ولی یار چو آمد

عمری دگرم داد چه بر وعده وفا کرد

اهلی سگ پیری است که سرمایه پیری

در پای جوانان قباپوش فدا کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مسائل عشق، مقدرات و روزگار می‌پردازد. شاعر به نوعی از سرنوشت و تقدیر گله‌مند است و از رفتار بخت با خود و دیگران صحبت می‌کند. در آنجا که عشق و معشوقه به او توجه می‌کند، احساس شگفتی و حیرت می‌نماید. سخن از گذر زمان و وفای یار دارد، که با آمدن معشوق زندگی جدیدی را به او هدیه می‌دهد. در نهایت، شاعر به پیری و فداکاری در جوانی اشاره می‌کند و وضعیت انسان‌ها در مقابل زمان و عشق را توصیف می‌کند.