شمارهٔ ۷۶۴ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عاشقان گردم گرم از دل غمناک زنند
گلرخان غنچه صفت جامه بتن چاک زنند
باشد ای گل که ببرق کرم از ممکن غیب
آتش تفرقه یی در خس و خاشاک زنند
ازره غمزدگان سنگ ملامت برگیر
تا شهیدان تو چون سبزه سر از خاک زنند
عاشقانی که نشویند بخونابه نظر
شرمشان باد که لاف از نظر پاک زنند
دردمندان قدم اول بسر خویش نهند
وانگهی دست بر آن حلقه فتراک زنند
سگ عیسی نفسانیم که این گرم روان
گرچه خاکند قدم بر سر افلاک زنند
زاهدانی که محبت نشناسند که چیست
عیب باشد که دم از دانش و ادراک زنند
سر هر کس نشود گوی بمیدان بتان
اهلی این گوی مگر مردم چالاک زنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق، غم و موانع آن صحبت میکند. شاعر به عاشقان توصیه میکند که از دل غمناک دست بردارند و در پی وحدت و محبت باشند. او به زیباییهای عشق اشاره کرده و از آنها دعوت میکند که از تفرقه پرهیز کنند و به یکدیگر نزدیک شوند. همچنین انتقادی به زاهدانی دارد که معنای واقعی عشق و محبت را نمیشناسند، و بر این باور است که تنها افرادی که در پی عشق واقعی هستند میتوانند در رقابتهای زندگی موفق شوند. در کل، این شعر به اهمیت عشق و پرهیز از جداییها و دوگانگیها تأکید میکند.