نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶۹ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یک سخن گفت آن لب و جان شهیدان تازه کرد

مرده صد ساله را گفتار او جان تازه کرد

نرگسش از غمزه خون صد چو من بیچاره ریخت

نامسلمان بین که خون صد مسلمان تازه کرد

آتشی پنهان که در خاکستر من مانده بود

کاوکاو غمزه آن چشم فتان تازه کرد

نرگس چشم از نسیم جیب یوسف گر شکفت

بوی او داغ کهن بر پیر کنعان تازه کرد

آن تبسم کردن پنهان و آن کان نمک

مرهم دل شد ولی صد زخم پنهان تازه کرد

یک نظر در چشم اهلی جلوه کرد آن مشگموی

صد پریشانی بر این پیر پریشان تازه کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از زیبایی و جذبه ‌ی چشمان یک معشوق می‌پردازد که تأثیر عمیقی بر دل و جان شنونده دارد. گوینده به قدرت کلام و نگاه معشوق اشاره می‌کند که حتی زندگی را به مردگان می‌بخشد و غم‌های عمیق را تسکین می‌دهد. او همچنین از احساسات پنهان و زخم‌های نهفته‌ای سخن می‌گوید که با یک لبخند یا نگاه معشوق به زندگی دوباره می‌افتند. در نهایت، این زیبایی باعث می‌شود که دل‌های پریشان نیز به آرامش برسند.