شمارهٔ ۷۶۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوبان سمن چهره ستم خوی نباشند
شیرین دهنان تلخ و ترش روی نباشند
خونریزی اگر کار بتان است بگوباش
باید که ستمکاره و بد خوی نباشند
زان آب صفت خاک نشینیم که خوبان
چون سرو بما زان طرف جوی نباشند
آنان که گرفتار سر زلف بتانند
دربند سر خود سر یک موی نباشند
تو کعبه مقصودی و در راه تو جانها
تا سعی بود جز بتک و پوی نباشند
اهلی سگ کوی تو شده عفو کنش زانک
آدم صفتان جز سگ این کوی نباشند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به نقد و بررسی ویژگیهای خوبان و زیباییهای ظاهری میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که خوبان واقعی نمیتوانند ستمگر و بدخوی باشند. شاعر بیان میکند که اگر خوبان در حقیقت ستمگر باشند یا ظاهری شیرین و باطنی تلخ داشته باشند، نمیتوان آنها را خوب نامید. همچنین اشاره میکند که انسانها باید در جستجوی حقیقت و خوبی باشند و برای رسیدن به اهداف معنوی خود تلاش کنند. در نهایت، اشارهای به وفاداری و عفو در عشق و ارتباط با محبوب نیز وجود دارد.