نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷۵ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گرچه ارباب خرد طایفه یی پرهنرند

عاشقان طایفه دیگر و قومی دگرند

رشگ خوبان برم از مردم دنیا ورنه

دنیی آنقدر ندارد که برو رشگ برند

عدم است آن دهن و در غم آن تنگدلان

با وجود عدم او غم بیهوده خورند

مردم دهر چه دانند ترا قدر مگر

مردم دیده عشاق که اهل نظرند

گرچه بر اهل نظر هر سر مو تیغ بلاست

کافرم گر ز بلا یکسر مو برحذرند

کوی تو کعبه دلهاست چرا بی خبران

چون رسیدند بدین کعبه بر او میگذرند

مردم چشم تو هر گوشه ربایند دلی

مردم گوشه نشین بین که چه بیداد گرند

اهلی سوخته را در شکرستان خیال

طوطیانند که از لعل تو مست شکرند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تفاوت‌های عشق و خرد اشاره می‌کند و می‌گوید که عاقلانی با هنر و علم در یک طرف و عاشقان و دیوانه‌ها در طرف دیگر هستند. او بیان می‌کند که حسادت نسبت به زیبایی‌ها از مردمی است که خوبان را نمی‌شناسند و زندگی دنیوی به قدری کم‌ارزش است که نمی‌توان بر آن حسد برد. همچنین، اشاره می‌کند که کسانی که در غم و اندوه هستند، از عدم وجود به نوعی رنج می‌برند. او به چشم و گوش عاشقان اشاره می‌کند و می‌گوید که آنها تنها کسانی هستند که می‌توانند ارزش واقعی یکدیگر را درک کنند. در نهایت، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و به مغرور بودن دیگران در برابر عشق می‌پردازد.