نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷۶ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گه بصلحند این بتان گه رسم جنگی مینهند

دلربایان دام دل هردم برنگی می نهند

بهر شیرین گر بتلخی رفت فرهاد از جهان

نام او باقی است تا سنگی بسنگی می نهند

هم عفا الله زان وفاداران که بر ریش دلی

مرهمی گاهی به پیکان خدنگی می نهند

عاشقانرا شرط باشد بیخ خود کندن نخست

گر بنای عشق بر ناموس و ننگی می نهند

بی دلانرا از دهان خود به موسی دست گیر

کاین گرفتاران قدم در راه تنگی می نهند

نشنوند از ناز خوبان ناله اهلی چو چنگ

گرچه مستان گوش بر آواز چنگی می نهند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و رنج‌های آن است. شاعر به تضاد بین صلح و جنگ در عشق اشاره می‌کند و می‌گوید دلرباها همیشه دل‌ها را به دام می‌اندازند. اشاره‌ای به داستان فرهاد و شیرین دارد و وفاداری عاشقان را ستایش می‌کند. همچنین به دشواری‌های عشق و خطراتی که عاشقان باید تحمل کنند، اشاره می‌کند و در نهایت می‌گوید که دل‌باختگان باید نخست از خودگذشتگی کنند. شاعر به تأثیر موسیقی و نغمه‌ها بر عاشقان نیز اشاره می‌کند، چرا که عشق و رابطه‌ها گاهی پر از چالش و تنگنا هستند.