شمارهٔ ۷۷۷ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ایشه خوبان که ملک حسنت ارزانی بود
ناز پنهان تو با من خیر پنهانی بود
دل از آن سیب ذقن پر قطره خون چون انار
به که درج لعل پر یاقوت رمانی بود
من که روی از هر دو عالم در تو بت آورده ام
گر تو روی از من بتابی نامسلمانی بود
مردم چشمم بخون غرقند از موج سرشک
وای بر مردم چو موج بحر طوفانی بود
پاکدامانی چو شمع و نور بارد از رخت
پاکدامانی دلیلش روی نورانی بود
بلبل این باغم و یک نکته گویم از هزار
کز هزاران در یکی فهم سخندانی بود
تا غزلگو شد چو مجنون اهلی از آن نوغزال
هر کجا بینی غزالی در غزلخوانی بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از حافظ به توصیف زیباییها و خصوصیات خاصی اشاره دارد. او به معشوقی زیبا اشاره میکند که ناز و عیبی پنهان دارد. شاعری او را با دل سیاه و زخمهایی چون انار توصیف میکند و میگوید که هرچند از دنیا روی برگردانده، اما محبتش به معشوق همچنان پابرجاست. او به شدت احساساتی است و دیدهاش غرق در اشک از عشق است. همچنین پاکدامانی و نورانی بودن معشوق را ستایش میکند. حافظ در نهایت خود را به بلبل باغ تشبیه میکند که از عشق معشوقش سخن میگوید و اشاره دارد که حتی در غزلهایش روح و مفهوم خاصی از عشق و زیبایی وجود دارد.