نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بتر ز محنت هجر ای پسر چه خواهد بود

جدا ز وصل توام زین بتر چه خواهد بود

به حلق تشنه ام از جرعه لب تو چه کم

که قطره یی نچکد اینقدر چه خواهد بود

سرشک گرم که چشمم چو لاله داغ از اوست

چو دیده داغ کند در جگر چه خواهد بود

ز عشق بس نکنم گر سرم چو شمع برند

به پیش اهل نظر ترک سر چه خواهد بود

حکایت لب شیرین بجان دهد لذت

وگرنه لذت قند و شکر چه خواهد بود

ز سیم اشک و رخ زرد من چه میخواهی

تو جان و سر بطلب سیم و زر چه خواهد بود

حسود بی هنرت عیب اگر کند اهلی

حزین مشو سخن بی هنر چه خواهد بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر که از سعدی است، به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق می‌پردازد. شاعر از محنت‌های جدایی و رنج دوری از معشوق می‌گوید و آن را شدیدتر از هر رنج دیگری می‌داند. او به تشنگی خود از عشق و لب معشوق اشاره می‌کند و می‌پرسد چه اهمیتی دارد که قطره‌ای آب نچکد. شاعر همچنین از غم و اندوه چشم خود سخن می‌گوید و می‌نویسد که عشق او به اندازه‌ای عمیق است که حتی اگر سرش هم به خطر بیفتد، از آن دست برنمی‌دارد. او لذت واقعی را در عشق و لب شیرین محبوب می‌جوید و به بی‌ارزشی مواد مادی مانند زر و سیم اشاره می‌کند. در نهایت، او به حسودانی که به او عیب می‌گیرند، بی‌توجهی می‌کند و می‌گوید که سخن بی‌هنر اهمیتی ندارد. کل شعر نگاه عمیق و ملتهب عاشقانه‌ای را به مظاهر عشق و مشکلات جدایی نشان می‌دهد.