نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰۳ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هرکه را از چشم تر اشکی به دامن می‌چکد

قطره خونی است گویی کز دل من می‌چکد

تا به سوزن دوستی می‌دوزم یک چاک دل

صدهزاران قطره خون از چشم سوزن می‌چکد

برق آه من سبب باشد گر از ابر بهار

قطره آبی گهی بر سرو و سوسن می‌چکد

غرقه در خون خودم شب‌ها ز بس کز دود دل

بر سرم باران خون از بام و روزن می‌چکد

گل نه از باد هوا روید از آن خونابه‌ای‌ست

کز دل مرغ سحر بر خاک گلشن می‌چکد

گرچه می‌گوید به قصد کشتم لعل تو تلخ

آب حیوان از لبت زان تلخ گفتن می‌چکد

گر به چشم خون‌فشان دم می‌زنی اهلی ز عشق

شربت خون نیز از چشم برهمن می‌چکد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و درد ناشی از جدایی و فراق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و نمادین، حالاتی چون حسرت، شوریدگی و غم خود را بیان می‌کند. او به زیبایی‌های غزلان و گل‌ها اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چطور این زیبایی‌ها در دل او احساس درد و اشک تولید می‌کند. در نهایت، عشق را به عنوان یک تجربه عمیق و پررنج معرفی می‌کند که با وجود زخم‌های دل، زیبایی‌های خاص خود را دارد.