شمارهٔ ۸۳۱ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بیا ای باد و چون مور ضعیفم سوی جانان بر
سلیمان گر نمی آری مرا سوی سلیمان بر
کجایی ای خضر کز لطف دست تشنگان گیری
مرا چون ماهی لب تشنه سوی آب حیوان بر
چو بلبل در قفس بی او دلم تا کی طپد در تن
سگانش را بپرس از من سلامی هم بیاران بر
عنان شهسوار خود دلا از دست چون دادی
کنون دست از غمش چندانکه بتوانی به دندان بر
چو هرکس گوی وصلی زد تو هم دستی برآر ایدل
بچوگان دعا این گوی دولت را ز میدان بر
محبت نیست پایانش بغیر از جان فدا کردن
اگر اهل دلی اهلی محبت را بپایان بر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به زیبایی از عشق و محبت سخن میگوید. شاعر به بیان احساسات عاشقانهاش نسبت به معشوق میپردازد و به تضاد میان عشق و سختیها اشاره میکند. او میگوید که برخی افراد با طمع و خواستههای خود به عشق نزدیک میشوند، در حالی که واقعیترین عشق از صفای دل و وفا ناشی میشود. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که هرچند عشق و محبت ممکن است در شرایط دشوار قرار گیرد، اما حقیقت عشق به خوبی و زیباییاش باقی میماند. در نهایت، او به جستجوی خلوص و عشق حقیقی در میان زرق و برقهای دنیا تأکید میکند.