نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مهرم چو میکشد مکش از شیوه های جور

آنرا که تاب لطف نباشد چه جای جور

صاحب هوس گدایی لطف از تو میکند

صاحب نظر ز شوق تو باشد گدای جور

کافر دلم نگشت مسلمان به شصت سال

با آنکه میکشد ز بتان منتهای جور

نقد وفا بخاک ره افتد ز دست غیر

با گنج عشق اگر نبود اژدهای جور

اهلی اگرچه مهر و وفا از بتان خوش است

جان میرسد بکعبه شوق از صفای جور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهنده‌ی احساسات عمیق شاعر درباره‌ی عشق و رنج ناشی از آن است. شاعر به معشوقه‌اش می‌گوید که هر روز بیشتر از روز قبل به او وابسته می‌شود و درد و سوزش ناشی از این عشق در او افزایش پیدا می‌کند. او از نداشتن معشوق و حسرت آن در دلش شکایت می‌کند و به تکرار این درد و سوز اشاره می‌کند. شاعر احساس می‌کند که دلش در دست معشوق است و نمی‌تواند آن را از او پس بگیرد. در نهایت، او به اثرات منفی این جدایی اشاره می‌کند و می‌گوید که دل در فراق معشوق می‌سوزد و دیگران نیز از این حال او متاثر شده‌اند.