نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳۶ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بسنگی دوستان را یاد میدار

بگو دشمن چو سگ فریاد میدار

گرفتار تو ای گل صد هزارند

تو خود را همچو سرو آزاد میدار

به خسرو گوی ای شیرین خدا را

که شرم از کشتن فرهاد میدار

تن ویران عمارت کی پذیرد

دل ویران بعشق آباد میدار

بیاد دیگران صد جام خوردی

نکردی یاد اهلی یاد میدار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دل‌شکستگی و دشواری‌های زندگی عاشقانه است. شاعر از گره‌های کلاف سردرگم احساساتش می‌گوید و اینکه چقدر این گره‌ها بیشتر شده‌اند. او به یاد عشق خود است و آرزو دارد که روزهای خوشی بیابد. همچنین، شاعر به انتظار روزهایی بهتر اشاره می‌کند و می‌گوید که دلش از غم خسته‌تر شده، اما امید به وصال و بازگشت عشقش را زنده نگه‌داشته است. در نهایت، او از زیبایی و نورانیت عشق محبوبش سخن می‌گوید و آرزوی روزهایی خجسته‌تر را دارد.