شمارهٔ ۸۴۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای بی تو روزم از شب غم جانگدازتر
شب از هزار روز قیامت دراز تر
شمشاد و سرو اگرچه سرافراز عالمند
نخل قد تو از همه شد سرفراز تر
بیچاره کرد عشق توام گرچه پیش ازین
از عقل من نبود کسی چاره سازتر
ساقی بیار باده که آن ترک تند خو
در مستی از فرشته بود دلنواز تر
از هرچه هست ای شه حسنی تو بی نیاز
وز سیم اشک و روی چو زر بی نیازتر
اهلی تو غم ز آتش دوزخ چه میخوری
دوزخ کجاست ز آتش غم جانگدازتر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساسات عاشقانه و درد دوری از معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که محبوبش به دل نزدیکتر شده، اما از چشمها دور گشته است. شاعر به شدت تحت تأثیر بوی معشوق است و احساس میکند که بدون او زندگیاش بیارزش است. او از همنفسی میخواهد که مانع او نشود و در عین حال، از نصیحت افرادی که او را به دوری از عشق راهنمایی میکنند، دوری میجوید. در نهایت، شاعر خود را در حالت مستی و شوریدگی به سمت معشوق میبیند و از تمایل به نزدیکی با او سخن میگوید.