نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴۴ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای باد مکش برقع جانان مرا باز

روشن مکن این آتش پنهان مرا باز

ساقی مدهم باده بیاد لب آن شوخ

در آتش حسرت مفکن جان مرا باز

آسوده درونم نفسی گو مگشا زلف

آشفته مکن حال پریشان مرا باز

در گریه چو خوابم برد ای ناله مزن دم

بیدار مکن دیده گریان مرا باز

اهلی مدهم یاد از آن نوگل خندان

چون غنچه مکن پاره گریبان مرا باز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دلتنگی می‌پردازد. شاعر از تیرهایی که در دل دارد و از جدایی از محبوب خود صحبت می‌کند و به یادآوری عشق اولیه خود اشاره می‌کند. او احساس می‌کند که با وجود همه جفاها و بی‌محلی‌ها، عشقش به محبوبش کماکان در دلش زنده است. همچنین بیان می‌کند که دوری از محبوب او را دچار کدورت کرده و هیچ چیز نمی‌تواند جای او را در دلش پر کند. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که این وضعیت فقط مربوط به او و محبوبش نیست و به نوعی به تقدیر و سرنوشت اشاره دارد.