شمارهٔ ۸۴۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هرچند که چون شمع مرا سوختهای باز
شادم که چراغ دلم افروختهای باز
بگشا به من از روی کرم گوشه چشمی
کز هردو جهان چشم مرا دوختهای باز
خندی به رخ مردم و سوزی دل عاشق
این شیوه شیرین ز که آموختهای باز
یارب تو چه شمعی که به تاثیر نگاهی
در سینه دل ریش مرا سوختهای باز
بس دانه فشانی که کند چشم تو اهلی
کز تخم غمش خرمنی اندوختهای باز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به شکرگزاری از آواز خوش و زیبایی میپردازد و از دلی پر درد صحبت میکند. او به بهار و تروتازگی اشاره میکند و میگوید که وقت آن است که زخمهای کهنه باز شده و تازه شوند. همچنین، به سختیهای زندگی اشاره میکند و به این نکته میپردازد که هرچند تلاشها ممکن است به نتیجه نرسند، ولی زیبایی و عشق تا همیشه در دل باقی میماند. شاعر میگوید که در برابر زیبایی معشوق، انسان هرگز نمیتواند مقاومت کند و همواره به سوی او کشیده میشود.