نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴۷ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هجران گذشت و نوبت دیدن رسید باز

نور دو دیده کوری دشمن رسید باز

شکر خدا که طایر دولت شکار شد

شهباز عاشقان به نشیمن رسید باز

چشم تو روشن ای دل مهجور کز سفر

آن توتیای دیده روشن رسید باز

چشمم هنوز شمع جمالش ندیده سیر

اشک نشاط بین که بدامن رسید باز

سیری ندارد از خط و خالش دلم دگر

مور حریص بین که بخرمن رسید باز

اهلی بر آن نبود که گوید حدیث شوق

اما چه چاره قصه بگفتن رسید باز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حاکی از احساسات عمیق عاشقانه و تأثیر عمیق نگاه محبوب بر دل عاشق است. شاعر از سوختن خود به خاطر عشق می‌گوید و با شکرگزاری اشاره می‌کند که وجود محبوب باعث روشنی و شادابی دلش شده است. او از محبوب می‌خواهد که همچنان با نگاهی به او، محبتش را نشان دهد. همچنین، شاعر به زیبایی و تاثیرگذاری نگاه محبوب اشاره می‌کند و به این نکته می‌پردازد که چقدر این نگاه می‌تواند دل را بسوزاند و احساسات را تحت تاثیر قرار دهد. در کل، شعر بیانگر عشق و تأثیر آن بر روح و دل است.