نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴۹ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

المنه لله که دگر مرغ خوش آواز

قانون غزل کرد بمضراب زبان ساز

چون لاله دلم چاک شد از باد بهاری

وقت است که این داغ کهن تازه شود باز

هرگز بزمین توسن بختش نرساند

هرچند بدان میل کند سرو سرافراز

آن حسن پریوش که تحمل نکند کوه

دیوانه کند لا به کز آن پرده برانداز

اهلی چه کند توبه ز معشوق پرستی

کآخر چو بتی دید همان میکند آغاز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به عشق و احساسات عمیق خود اشاره می‌کند. او از محبوب خود می‌خواهد که چرا دوباره به قلبش آسیب زده و او را در آتش عشق سوزانده است. درد و شکست‌هایش را به خاطر جدایی از محبوبش بیان می‌کند و از او می‌پرسد که چرا دوباره به یاد او آمده و در دلش شعله‌هایی جدید ایجاد کرده است. او همچنین به زخم‌های عاطفی اشاره کرده و از سوزن‌زدن به دلش شکایت می‌کند. در کل، این اشعار خود را به احساس‌های تلخ و شیرین عشق و رنج‌های ناشی از آن اختصاص می‌دهد.