نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۵۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گرچه زارم سوختی من عاشق زارم هنوز

روشن است از دود آهم کاتشی دارم هنوز

گرچه نقد دین و دل همچون زلیخا باختم

یوسف ار سودای من دارد خریدارم هنوز

بسته فتراک عشقم کی بمردن وارهم

با وجود آنکه جان دادم گرفتارم هنوز

در گلستان صد هزاران گل شکفت و باد برد

من ز جور باغبان آزرده و خوارم هنوز

یوسف از زندان برآمد یونس از ماهی برست

صبر ایوبی سرآمد من دل افکارم هنوز

در خرابات مغان اهلی ندارد هیچ کم

گرچه پیرم بامی و معشوق در کارم هنوز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهنده عواطف عمیق و پیچیده‌ای است که ناشی از عشق و فراق است. شاعر از اندوه و پریشانی ناشی از عشق صحبت می‌کند و تأکید می‌کند که با وجود از دست رفتن جان و زندگی، عشق هنوز در دل او زنده است. او به شکست عمر اشاره می‌کند و احساس می‌کند که غم عشق او را درگیر کرده است. شاعر همچنین به قدرت و تاثیر عشق اشاره دارد و بیان می‌کند که حتی در سخت‌ترین شرایط، قلب او همچنان مشغول عشق است. در پایان، او به مرگ فرهاد و جایگاه شیرین در دل او اشاره می‌کند و به نوعی از حیرت و غم ناشی از جدایی و از دست دادن صحبت می‌کند. به طور کلی، شعر به زیبایی احساسات دردناک و سیاه عشق را به تصویر می‌کشد.