شمارهٔ ۸۵۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای برق محبت که ره من زدهای باز
آتش به من سوخته خرمن زدهای باز
زینگونه که بردی به در از خانه خویشم
بر من رقم گوشه گلخن زدهای باز
ای جان من خانه خراب از چه جهت دست
در دامن آن خانهبرافکن زدهای باز
خواهی مگر ای اشک دگر خون مرا ریخت
ورنه چه مرا دست به دامن زدهای باز
از طعن تو اهلی دل ما ریش از آن است
کآزرده خاریم و تو سوزن زدهای باز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عواطف عمیق یک عاشق است که علیرغم رنج و دردهایش، هنوز به عشق و آرزوهایش پایبند است. شاعر از سوختن دل و آتش اشکهایش سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که با وجود شکست در عشق و دین، هنوز امید دارد و در جستجوی معشوق است. او از سختیهای زندگی و مصائب عاشقانه صحبت میکند و در عین حال، نشان میدهد که عشق و احساساتش همچنان زنده و پرشور باقی ماندهاند. شاعر با استفاده از تمثیلهایی نظیر یوسف و یونس بیان میکند که دیگران از مشکلاتشان رهایی یافتهاند، اما او هنوز در بند احساسات و افکارش گرفتار است. در نهایت، با این که پیر و خسته شده، عشق و معشوق در زندگیاش همچنان اهمیت دارند.