شمارهٔ ۸۶۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا غرق بحر خون نشوی از جفای کس
بیگانه شو ز خلق و مشو آشنای کس
گنج نهان عشق بکس فاش چون کنم
من بر خود اعتماد ندارم چه جای کس
آن لب کرم کشد طمع بوسه نیستم
در شرع عشق کس ندهد خونبهای کس
کوی ترا صفا نه که از آب چشم ماست
بر کعبه منتی نبود از صفای کس
جز من که جان چو شمع دهم از برای تو
خود را نکشته است کسی از برای کس
آن لذتی که یافت ز دشنام تو دلم
تا زنده ام نیافته ام از دعای کس
اهلی اگر هوای عدم کرد گو برو
ننهاده است عشق تو بندی بپای کس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از حافظ به مضامین عشق، طلب و زیبایی اشاره دارد. شاعر به اهمیت عشق و زیبایی در زندگی اشاره کرده و میگوید که برای رفع تشنگی روح، تنها یک لحظه از عشق کافی است. او تأکید میکند که در میان دنیای پر از کتاب و دانش، درک یک نکته از عشق ارزشمندتر است. همچنین به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر جان اشاره میکند و از آتش عشق خود به مثابه پروانهای بیقرار سخن میگوید. در نهایت، شاعر به خواب و خیال معشوق اشاره میکند و میگوید که هنوز به وصال نرسیده است، اما یاد و خیال او کافی است.