شمارهٔ ۸۶۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گو جام جم مباش، سفال شراب بس
لب تشنه را ز هر دو جهان یکدم آب بس
حرف محبت است مراد از جهان رقم
یک نکته فهم گر کنی از صد کتاب بس
ای آفتاب حسن نگاهی مرا بس است
در کار ذره یک نظر از آفتاب بس
در جان من نشین و بچشم کسان مرو
ای گنج حسن جای تو جان خراب بس
کنجی و ساقیی و شرابی و همدمی
از نسخه زمانه همین انتخاب بس
بودم ز شمع خویش چو پروانه مضطرب
آتش بمن فکند چه گفت اضطراب بس
وصلت کجا و دیده بیدار از کجا
اهلی اگر خیال تو بیند بخواب بس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به انسانها توصیه میکند که از مقام و موقعیتهای اجتماعی فاصله بگیرند و به سادگی و خضوع در برابر خداوند بپردازند. او بر این نکته تأکید میکند که باید امیدوار به رحمت الهی باشند و خوشی های زندگی را با عشق و محبت تجربه کنند. همچنین، شاعر از شیرینی و لذتهای زندگی، مانند عشق و شراب، سخن میگوید و میخواهد که انسانها در جستجوی حقیقت و اصل وجود خود غرق شوند. پیام کلیدی این شعر، دعوت به پذیرش سادگی و لذتبردن از زندگی در کنار توجه به روح و ارتباط با خداوند است.