نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

امشب که چراغ نظری چرب زبان باش

دل نرم کن ای شمع و مرا مرهم جان باش

حسنت بصفا بهتر از آن گشت که بودست

زنهار که در حسن وفا هم به از آن باش

خواهی که سرافراز شوی در همه عالم

چون سرو سهی راست دل و راست زبان باش

بیگانه شو از مردم و گر هم بتوانی

چون مردم چشم از نظر خویش نهان باش

تعلیم فراغت دهم ایدل به دو حرفت

عاشق شو و در سایه آن سرو روان باش

اکسیر مرادی که کند خاک زر سرخ

گر میطلبی خاک ره پیر مغان باش

چون صید غزالان همه مجنون صفتانند

اهلی پی خود گم کن و بی نام و نشان باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی دعوت به زندگی ساده و بی‌ادعا دارد. شاعر به دلا و دل‌باختگان عشق می‌گوید که بهتر است از وصال محبوب فراری باشند و گاه در زندگی خاموشی را انتخاب کنند. او تاکید می‌کند که اگر قرار بر نشستن در جمع است، به میکده بروند و در آن‌جا نیز باید جاری و صمیمی باشند. در ضمن، او به با نشاط بودن در شرایط سخت و سوزاندن در آتش عشق اشاره می‌کند و به طعنه به کسانی که به مقام و قدرت می‌بالند، اظهار می‌دارد که بهتر است به زندگی ساده و گوشه‌نشینی راضی باشند.