شمارهٔ ۸۷۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در کوی تو تا کس قدم از ما ننهد پیش
ما سر بنهادیم که کس پا ننهد پیش
المنه لله که ز عشق تو رسیدیم
جایی که کسی پای از آنجا ننهد پیش
قسمت مگر این بود که از جام وصالت
جز خون جگر عشق تو ما را ننهد پیش
نقش ملک اندازه نقاش نباشد
تا صورت آن چهره زیبا ننهد پیش
اهلی نشود شاد کس از صورت شیرین
فرهاد صفت کوه غمی تا ننهد پیش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار از عمق احساسات خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او میگوید که اگرچه غم و اندوهی در دلش وجود دارد، اما معشوق باید از این موضوع بیخیال باشد و خود را از آلودگیها دور نگه دارد. شاعر به تمایز میان پاکی و آلودگی اشاره میکند و حتی به این نکته میپردازد که عشق معشوق میتواند عمری را به طولانیتر کند. تصویرهای زیبایی از ماه و گل به کار میرود تا احساسات عاشقانه را به تصویر بکشد. در نهایت، شاعر به آرامش دل اشاره میکند و از معشوق میخواهد که در کنار زیباییهای خود، بر غمها فائق آید و آسوده باشد.