شمارهٔ ۸۸۴ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
یار باید بر سر ما سایه گستر بودنش
هرکه شد خورشید باید ذره پرور بودنش
پیش ما سهل است چون فرهاد ترک جان ولی
حیف باشد خسرو خوبان ستمگر بودنش
ما بهمت چون سکندر دست شستیم از حیات
تا نباید آب خضر از ما مکدر بودنش
دست و پا نتوان زدن در بحر عشق از زیرکی
غرقه طوفان چه حاصل از شناور بودنش
در طریق عاشقی اهلی سر و سامان مجوی
هرکه این ره میرود باید قلندر بودنش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضمون امید و شادی اشاره دارد و از انسان میخواهد که در سختیها و غمها خوش باشد. با اشاره به ورود آفتاب به خانه، به شروع دوباره و روشنایی زندگی تأکید میکند. شاعر به دوست عاشقانه اشاره میکند و میگوید که نباید در غم اسیر شد، زیرا هیچ چیزی دائمی نیست. همچنین، بیان میکند که باید از رویدادهای بیرونی همچون زیباییها و زشتیها دلگیر نشد و به جای اندوه بر جامهای خیالی و غصههای بیپایه تمرکز کرد. در نهایت، از خواننده میخواهد که نسبت به خوبیها و کرمهای زندگی بیتوجهی نکند و همچنان خوش باشد.