شمارهٔ ۸۹۳ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
میرم بدان تغافل و پروا نکردنش
وان خشم و ناز و چشم ببالا نکردنش
فریاد از آن نشستن و برخاستن بناز
و آن سرکشی و بند قبا وا نکردنش
پیداست از کرشمه عاشق گداز او
میل نگاه کردن و عمدا نکردنش
ای من سگ رمیدگی نو غزال تو
کز زیرکی است پیش کسی جا نکردنش
اهلی مگو که کشت مرا تیغ مدعی
مارا بکشت درد تماشا نکردنش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، حافظ، به ما یادآوری میکند که باید به عهد و وفا پایبند باشیم و از زیباییهای زندگی و عشق لذت ببریم. او اشاره میکند که اگر دلی شکسته شد، نباید از راستگویی دست بکشیم. همچنین به مرور زمان و تغییر شرایط اشاره میکند و از خداوند درخواست میکند که در مواقع سختی یاریرسان باشد. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که هرچند زندگی و قسمت ممکن است سخت و دشوار باشد، باید با رضایت به آنچه داریم بپردازیم و از آن راضی باشیم.