نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نشد از زخم تیر آهو گریزان روز نخجیرش

از آنشد تا کسی بیرون نیارد از درون تیرش

هر آن عاشق که شد آشفته زنجیر موی تو

بجز پیش تو نتوان داشتن جایی بزنجیرش

به خوابم دوش میخواندی میان لاله زار گل

مرا در خاک و خون خواهد نشاند امشب بتعبیرش

الا ای مهربان تدبیر کار اشک ریزان کن

که آب از سر گذشت و ما نمیدانیم تدبیرش

براه آرزو اهلی فتاده ذره خاک است

بیا ای آفتاب عاشقان از خاک برگیرش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات شدید و دردناک خود در مواجهه با جدایی و بی‌پناهی سخن می‌گوید. او به دیواری اشاره می‌کند که نماد عشق و عاطفه‌اش است و در هنگام گریه و اندوه به سوی آن دیوار می‌رود. شاعر از حالتی مانند بیمار و بی‌جان توصیف می‌کند که از نبود معشوق تحمل ندارد و در غم و اندوه خود غرق است. او حتی روی دیوار را با نوشته‌های خود سیاه کرده و از گفتگو با آن دیوار به عنوان تنها تسکین دهنده یاد می‌کند. در کل، شعر بیانگر عمق احساسات عاشقانه و دردناک شاعر است.