نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱۰ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نقش پای او که محراب دعا می یابمش

سجده شکری کنم در هر کجا می یابمش

زهره دیدن ندارم از جفای خوی او

گرچه با خود باز در عین وفا وی یابمش

جور خوبان آتش افروزست و مهر آتشفشان

در وفا آن ذوق نبود کز جفا می یابمش

بعد عمری چون گرفتم دامنش ندهم ز دست

گر نگیرم کام از او دیگر کجا می یابمش

خانه یی کز برق دیدار بتی روشن نگشت

گر حریم کعبه باشد بی صفا می یابمش

من نمیدانم که جانست اینکه دارم یا خیال

زین دو بیرون نیست باری آشنا می یابمش

بر سر کوی مغان اهلی به کنج عافیت

پادشاه وقت بود اکنون گدا می یابمش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به بررسی عشق و غم می‌پردازد و به تضادهای احساسات انسانی اشاره دارد. شاعر از نخل کرم می‌خواهد تا میوه‌اش را به دیگران بدهد و به حرمت دوستی و ادب تأکید می‌کند که نباید تحت تأثیر بازی‌های دیگران قرار گیرد. همچنین، به ناامیدی و امید اشاره می‌شود و تأکید می‌شود که باید از جستجوی خواسته‌ها دست نکشید. در نهایت، شاعر به خاستگاه خاکی انسان‌ها و وابستگی‌شان به طبیعت اشاره می‌کند و می‌گوید که هر کس بر اساس حال و وضعیت خود مست و خوشحال است.