شمارهٔ ۹۲۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
روشنی بخش دلم شد تن غم پرور خویش
روشنست آینه شمع ز خاکستر خویش
سگ آن رند قلندر صفت شاه وشم
کز سفال سگ او ساخته جام زر خویش
من بیمار چنان زار شدم کز تن من
هیچ فصاد بخون تر نکند نشتر خویش
کعبه گر در نگشاید برخم گو مگشای
تو گشا بر رخم ای کعبه دلها در خویش
عاقبت گوی ز میدان ببرد چون چوگان
هرکه با خاک رهت کرد برابر سر خویش
بسکه از آتش می همچو گل افروخته یی
لاله از دست تو بر سنگ زند ساغر خویش
اهلی از سبز خط خود طمع وصل مکن
که لبش طوطی جان را ندهد شکر خویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اهمیت اخلاص در زندگی و عشق اشاره میکند. او میگوید اگر کسی به دنبال آب زلال و معنوی است، باید با اخلاص وارد میخانه شود. میخانه به عنوان نماد کوثر و اخلاص به تصویر کشیده شده و تنها راه رسیدن به حقیقت و شعف در این مکان، اخلاص است. شاعر همچنین اشاره میکند که بدون عشق و علاقه، هیچ کس نمیتواند به درک واقعی اخلاص برسد و اخلاص میتواند انسان را به آسمانها برساند. در نهایت، او هشدار میدهد که گم شدن در ظلمات دنیا ممکن است، اما اخلاص همچنان گوهری ارزشمند است.