شمارهٔ ۹۳۳ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
میزدی تیری به غیر و بر جگر خوردم ز رشک
میل قتل دیگری کردی و من مردم ز رشک
با همه شوقی که دارم دی چه بودی با رقیب
دیدن روی ترا طاقت نیاوردم ز رشک
گفتم از آزار دشمن شادمان گردد دلم
لیک چون آزار او کردی خود آزاردم ز رشک
با وجود آنکه جان داد از دعای من رقیب
چون گذشتی از پی تابوت او مردم ز رشک
تا ببینم دامن وصلت به دست دیگران
همچو اهلی سر به جیب نیستی بردم ز رشک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات شعری از حافظ است که به حسرت و ناامیدی در جستجوی عشق میپردازد. شاعر بیان میکند که ناله و زاری با ابزار موسیقی (نی و چنگ) چه فایدهای دارد و در جنگ با بخت بد، به چه نتیجهای خواهیم رسید. او اشاره میکند که زیبایی معشوق به خودی خود کافی نیست و به دنبال معنا و حقیقتی عمیقتر در عشق و ارتباطات انسانی است. در نهایت، با اشاره به اینکه منابع محبت ممکن است از دست برود، به تلخی و ناکامی در عشق میپردازد.