شمارهٔ ۹۳۵ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
با سینه نالان ز نی و چنگ چه حاصل
با خون جگر ساغر گلرنگ چه حاصل
دیوانه وش از حسرت آن شوخ پری رو
با بخت به جنگیم و ازین جنگ چه حاصل
ابروی بت ماست که محراب مرادست
ای قبله پرستان ز گل و سنگ چه حاصل
در جلوه حسن است رخ یار ولیکن
مارا که بود آینه در زنگ چه حاصل
سررشته وصلت که بود حاصل اهلی
آخر چو بیرون میرود از چنگ چه حاصل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر فارسیزبان، حال و احوال عاشق را بیان میکند که در پی عشق و غم خود میباشد. شاعر توصیف میکند که با هر بار درد و رنجی که از عشق میکشد، گویی خون از دلش میرود و با ورود معشوق به زندگیاش، همه غمها فراموش میشود. او همچنین بیان میکند که حتی اگر معشوق بخندد و شاد باشد، او در دلش داغ و غمهای عمیقتری را با خود دارد. در نهایت، شاعر از درد و عشقی که افسونوار است، سخن میگوید و میپرسد که چگونه میتوان این درد را از دل زدود.