شمارهٔ ۹۴۶ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما شیشه ناموس به میخانه شکستیم
پیمان دو عالم به دو پیمانه شکستیم
اول چه حکیمانه ره توبه گرفتیم
آخر که شکستیم چه رندانه شکستیم
بستیم ز تعلیم خرد نخل امیدی
آنهم بمراد دل دیوانه شکستیم
باشد که دل دوست نرنجد که غمی نیست
گر در نظر مردم بیگانه شکستیم
مردیم ز غم اهلی و بستیم زبان را
برخیز که هنگامه افسانه شکستیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تصویر کشیدن احساس دلتنگی و ناامیدی شاعر از عشق و وصال است. شاعر به شدت به عشق خود وابسته است و در تلاش برای بدست آوردن آن، رنج و عذاب میکشد. او در این مسیر از خود باختگی و تسلیم سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه به خاطر این عشق، زجر کشیده و در نهایت خسته و آزرده خاطر شده است. با این حال، او به دیوانگی خود افتخار میکند زیرا توانسته از قید خودپسندی آزاد شود و به نوعی به شادی درون دست یابد. این شعر نمایانگر تضاد بین درد و سرخوشی ناشی از عشق است.