نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۵۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما فیض دل و فیض الهی همه داریم

جز بخت دگر هرچه تو خواهی همه داریم

در کنج دل ماست هر آن نقد که خواهی

کز مایه درویشی و شاهی همه داریم

گر لعل گهر چرخ نهد بر طبق مهر

ما بهر تو بر چهره کاهی همه داریم

عیب است ز ما دعوی خون بر تو وگرنه

زان خال و خط اسباب گواهی همه داریم

از عشق چه غم اهلی اگر نامه سیاهست

شکرست که این نامه سیاهی همه داریم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به غم و اندوه شاعر اشاره دارد و نشان می‌دهد که او دلشکسته و نگران است. شاعر از دل سنگی و دشواری‌هایی که در زندگی دارد می‌گوید و به این نکته اشاره دارد که حتی در میان این مشکلات، او بر زبان مشکلات خود نخواهد گفت چون امیدی در دلش باقی مانده. او از زیبایی‌ها و خوشی‌هایی که در دنیای اطرافش وجود دارد، ولی به او نمی‌رسد، سخن می‌گوید و می‌گوید که دلش از کدورت‌های غیر، غبارآلود شده است. در نهایت، شاعر به این موضوع اشاره می‌کند که نباید از زیبایی‌های زندگی غافل شد و باید با صبر و استقامت به استقبال زندگی رفت.