نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۵۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ما تحمل بر جفاهای تو ای گل می‌کنیم

گر به خواری هم آن هم تحمل می‌کنیم

حق گواه ماست در صدق محبت با بتان

ناکسی گر ناحقی گوید تغافل می‌کنیم

هرکسی در این چمن از کشتکاری خرم است

ما چو مرغان تکیه بر شاخ توکل می‌کنیم

گرچه حسنت در خیال ما ز خورشیدست بیش

بیش از آن خوبی که ما با خود تخیل می‌کنیم

ما کجا و دیدن خورشید رویت از کجا

خلوت حسنت به چشم و دل تامل می‌کنیم

گل به دست مردم و در پای بلبل خار غم

کام خود ما هم خیال از بخت بلبل می‌کنیم

کام ما اهلی همین مردن بود در پای دوست

سستی از بخت است و ما خود هم تعلل می‌کنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیده‌ای درباره عشق، امید و جدایی است. شاعر با اشاره به زیبایی‌های طبیعت و تغییرات آن، از درد جدایی و دل تنگی می‌گوید. او به چرخش زمان و محدودیت‌های انسانی اشاره می‌کند و از دل شیدا و عشق بی‌پایان سخن می‌گوید. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که عشق واقعی و وفاداری تنها در درون نهان است و از ظواهر می‌گذرد.