شمارهٔ ۹۶۵ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از داغ می اگرچه در آتش چو لاله ام
باری چو لاله سوخته یک پیاله ام
من خود چه اختیار به می داشتی و جام
گر پیر ره پیاله نکردی حواله ام
پیری بسال نیست بمعنی بود یقین
پیرم من و مرید شراب دو ساله ام
شادم ز خوان وصل بسنگی که میخورم
یعنی سگ بتان نه ز بهر نواله ام
اهلی بگوش غیر فغانم کجا رسد
هم او که زخم زد شنود آه و ناله ام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی از عشق میپردازد. شاعر در آن به زیبایی بتی اشاره میکند و از درد جدایی و ناتوانی در رسیدن به معشوقش میگوید. او بیان میکند که دلش نمیتواند به معشوق برسد و از دست دادن عشقش برایش بسیار سخت است. همچنین، شاعر به کنایههای روزگار و بدبختیهایش اشاره کرده و از مشکلات ناشی از عشق بیپاسخ صحبت میکند. در نهایت، او به وضعیتی میرسد که نمیتواند خود را حفظ کند و از جاذبههای عشقش بیخبر است.