نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۸۹ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم

تا چه نیکی کرده بودم کاین سعادت یافتم

یکسخن گفتی و صد امید پیدا شد مرا

کز نسیم این سخن بوی ارادت یافتم

ناله من کرد گویا این که پرسیدی زمن

کز تو این پرسش خلاف رسم و عادت یافتم

گر سجودت میکنم محراب ابرو خم مکن

زانکه من این بت پرستی از عبادت یافتم

گرچه اهلی آن لب شیرین چو فرهادم بکشت

تلخیی بردم ولی شهد شهادت یافتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و دلتنگی خود اشاره می‌کند. او می‌گوید که هرگز از راهی که به خانه یا مقصودش می‌رسد، دور نشده و همواره به یاد محبوب خود است. او به درک عمیق و احساساتش نسبت به عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که هر شب به کوی دوست می‌رود، اما از شدت عشق و غم، آرامش ندارد. در نهایت، شاعر از داغ عشق و درد عمیق خود صحبت می‌کند که از رفتار معشوق بر دلش نشسته است.