نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۹۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چندان بر آستان خرابات سر نهم

کآخر قدم بمنزل مقصود بر نهم

هرگز نکردم از صف مسجد ترقیی

کو راه دیر تا قدمی پیشتر نهم

یاد از در دل آمد و من بی خبر از و

شب تا بروز گوش بر آواز در نهم

هر نیم شب که پای نهادم بکوی دوست

هوشم امان نداد که پای دگر نهم

اهلی ز داغ عشق مرا طعنه گر زنی

این داغ غم ز دست توهم بر جگر نهم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی ابراز عشق و اشتیاق عمیق شاعر به محبوبش است. شاعر آرزو دارد که محبوب بازگردد و او بتواند در مقابل قدم‌هایش تعظیم کند و خاک پای او را ببوسد. او در هر جایی که محبوب قدم می‌گذارد، با اشک و اندوه به آنجا می‌رود و جای محبوبش را بوسه می‌زند. شاعر در حسرت زیبایی و ویژگی‌های محبوبش از قبیل قامت و چهره‌اش سخن می‌گوید و همچنین به عشق و سرگردانی‌اش اشاره می‌کند. او از ناامیدی‌اش نسبت به رسیدن به محبوب می‌گوید و می‌خواهد که محبوب به خوابش بیاید تا او بتواند زیبایی‌های او را در خواب ببیند و اگر ممکن باشد، آنها را بوسه زند. در انتها، شاعر درویشی عاشق و فقیر معرفی می‌شود که تنها آرزویش بوسیدن دستی است که محبوب می‌خواهد به او بدهد.