شمارهٔ ۶۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مست خوبان خون خورد از دل بجای می بلی
عشق ورزیدن بخوبان خون دل خوردن بود
عاشقی شمعیست کافروزد چراغ دل ولی
اولش سوز و گداز و آخرش مردن بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر به احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق اشاره میکند. او میگوید که محبت به خوبان مانند نوشیدن خون دل است و عاشق بودن به معنای سوزاندن دل و تحمل مشقات است. در این مسیر، ابتدا عواطف شدید و درد وجود دارد و در نهایت به مرگ و جدایی میرسد. عشق را به شمعی تشبیه میکند که گرچه روشنی میبخشد، اما در نهایت خود را میسوزاند.