نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۲ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دلبری دارم که جان می‌خواهد از من، چون کنم؟

از سر جان بر نشاید خاست، ای تن، چون کنم؟

گوهر مهرش چو کان در دل نهان کردم ولیک

با چنین دریای مروارید معدن، چون کنم؟

چشمِ سوزن کرد بر من عالَم، از بس کافری

ای مسلمانان، وطن در چشمِ سوزن چون کنم؟

خانه‌ی من برد و پس در خانه‌ی خود تن بزد

چاره چه، با آن جهان‌آشوبِ تن‌زن، چون کنم؟

اختیاری نیست داغ درد را لیک از جهان

چون دل مسکین در او کرده‌ست مسکن، چون کنم

یا دل من پیش او دارید تا رحمی کند

یا طریقی پیش من بنهید تا من، چون کنم؟

تر همی‌آید غزل در شیوه شعر اثیر

کشتگان عشق را زین شیوه شیون چون کنم؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و دلتنگی پرداخته و بیانگر احساسی عمیق و پیچیده است. شاعر در توصیف معشوق، زیبایی‌ها و ویژگی‌های او را با نمادهای مختلف به تصویر می‌کشد و از بوسیدن چهره‌ی او سخن می‌گوید. او از درد و رنجی که ناشی از جدایی و جفاهای معشوق است، سخن می‌گوید و احساساتش را نسبت به او بیان می‌کند. شاعر به یادآوری زخم‌های عشق و تحمل سختی‌های آن اشاره می‌کند و در نهایت، با وجود همه‌ی مشکلات، همچنان به عشقش ادامه می‌دهد. در کل، شعر نمایانگر تنهایی، دلتنگی و زیبایی‌های عشق است.