شمارهٔ ۱۲۳ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
چون با غم تو قرار گیرم
از هر دو جهان کنار گیرم
با بخت ز جیب سر بر آرم
چون دامن آن نگار گیرم
وز مرتبه دست خود ببوسم
کان طره مشکبار گیرم
بی محنتش ار، دمی بر آرم
حقا، که نه در شمار گیرم
نی زهره آنکه سنگ تشنیع
در شیشه روزگار گیرم
نی صبر، که بر کران نشینم
نی کام، که در کنار گیرم
چشمم همه خون شد و ندارم
آن چشم، که اعتبار گیرم
آن است صلاح من، که حالی
دنبال صلاح کار گیرم
پیروز شوم، اگر در این شغل
مردی چو اثیر، یار گیرم
نی نی فکند اثیر کردی
خاک در شهر یار گیرم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر میگوید که راههای دوست را همیشه در نظر دارد و لحظه به لحظه از او خبر میگیرد. او به خاطر دلیری و عشقش حاضر است که تمام زندگیاش را در راه معشوق صرف کند و میگوید که هیچ چیز در دنیا عزیزتر از آن دوستش نیست. همچنین احساساتی چون درد و رنج ناشی از دوری و فراق را به تصویر میکشد و نشان میدهد که معشوق در تمام ابعاد زندگیاش حضور دارد. در نهایت، عشق را برتر از هر چیز دیگر میداند و از خوار بودن خود به خاطر عشق به معشوق ابراز ندامت میکند.